Prev پست قبلی   پست بعدی Next
قدیمی 31-10-2009, 01:48 PM   #1
Butterfly
(کاربر باتجربه)
 
Butterfly آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
نوشته ها: 77   (نمایش پست ها)
تشکر: 1
40 بار در 24 پست از ایشان تشکر شده است

جعبه مدال های کاربر

Not Ranked  0 score     
53 اگر یادمان بود و باران گرفت....

اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس گلها كنيم



بگذار اين راه راه من باشدو اين جاده جاده ي من
بگذار غرق شوم در دستان سرد نمناك اين ابر


بگذار تا بگريم بر تنهايي دستان بي رمق كوير
بگذارعاشق شوم بر باد سرد پاييزي


بگذار آرام گيرم در آغوش سياه شب
بگذار نصيحت كنم گلبرگ هاي عاشق را


بگذار بگويم از باران از شب از ماه
بگذار ابر عاشق شود ، ببارد ، برسد به مشوق ،زمين


بگذار ابر ببارد بر گيسوان بيد ، بي پروا و عاشق، تر كند لبان سرخ گل ها را
بگذار برگ هايي از جنس طلا برقصند در آغوش باد در بزم ابر


بگذار احساس كنم پاكي شبنم را بر گلبرگ
بگذار بخندم بر كودكي دنيا به بزرگي زمين


بگذار نگاهت در نگاهم غرق شود
بگذار شايد فردا زنده تر از امروز


بگذار زمين ناز كند ، باد فرياد كشد ، ابر در فراق بسوزد
بخار گرفته است دلم از سرماي اين شب اما


چشمان تو همه چيز را از پس اين پنجره ي
بخار گرفته از سپيدي غم مي بيند


بگذار بفهمم اين زجه از آن كيست كه درون را پاره مي كند
بگذار بفهمم ، بدانم جغد شوم بر سر شاخه ي خشكيده ي باغ


به كدامين گلبرگ خيره شده
بگذار بدانم ابر چرا عاشق ، برگ چرا بي روح


بگذار بدانم كجايي تا كه هر روز به شوق ديدنت به كنار بركه
خيره در زيبايي چشمانت غرق نشوم.....
[/size]
Butterfly آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
یک کاربر برای این پست سودمند از Butterfly عزیز تشکر کرده اند:
emadleechco (25-05-2018)
 

برچسب ها
کودکی, گل, گلبرگ, آغوش, احساس, باران, شوق, شبنم


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است